کد خبر 122584
۱۳ مهر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

نقش منافقین در جنگ تحمیلی و شلیک به فرزندان ایران

نقش منافقین در جنگ تحمیلی و شلیک به فرزندان ایران

شاید یکی از مواردی که هیچ گاه از حافظه مردم ایران پاک نخواهد شد، همراهی منافقین با رژیم بعثی عراق در طول 8 سال جنگ تحمیلی باشد که طی آن منافقین دوشادوش دشمنان کشورمان با هموطنان خود می جنگیدند و به سمت فرزندان ایران شلیک می کردند.

به گزارش خبرگزاری حیات، عملکرد گروهک منافقین در قبل از آغاز تهاجم عراق به ایران به گونه ای بود که رژیم بعث عراق از تحلیل ها، مواضع و نشریات آنها برای برنامه ریزی های خود استفاده می کرد. گروهک منافقین با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران موضع فریبکارانه ای را اتخاذ کرد، بدین ترتیب که در اعلامیه های آغازین خود، ضمن محکوم کردن تجاوز عراق، حضور نیروهای خود را در جبهه های جنگ به خواست مقامات کشور منوط دانست. با این همه، با گذشت هفت روز، در اطلاعیه دیگری از حضور نیروهای خود در جبهه های جنگ خبر داد. کمتر از یک ماه از آغاز جنگ نگذشته بود که دادستان انقلاب اسلامی آبادان 41 نفر از اعضای این گروهک را به اتهام جاسوسی بازداشت کرد.  این گروهک در حالی مدعی حضور در جبهه ها بود که اساسا در تحلیل هایش این جنگ را جنگی ارتجاعی و ناعادلانه می دانستند. اعضای این گروهک با نادیده گرفتن این که عراق آغازگر تهاجم به ایران بوده است و انگار که یک گروه غیرایرانی است؛ انگیزه ایران از این جنگ را نه دفاع از کشور که مورد حمله واقع شده بود بلکه صدور انقلاب و همچنین انگیزه عراق را شکل گیری جریانی قطبی در منطقه دانست.  این سازمان پس از شکست در انتخابات مجلس شورای اسلامی در نخستین دوره، خود را به رئیس جمهور مخلوع، بنی صدر نزدیک کرد.  بنی صدر نیز که با مشاهده ناکامی های نظامی ناشی از سیاست های مغرضانه و غلطش در آزادسازی مناطق اشغالی ایران خود را در مخاطره می دید، سعی کرد پس از ائتلاف با منافقین و به ظاهر چپ های امریکایی، مناقشات داخلی را گسترش دهد. غائله 14 اسفند 1359 در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله جدید منازعات سیاسی بود.  در این روز طی سخنرانی بنی صدر در دانشگاه تهران، منافقین به همراه دیگر طرفداران رئیس جمهور مخلوع، مردم حاضر در صحنه و هواداران حزب جمهوری اسلامی حاضر در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. به رغم تاکیدات حضرت امام خمینی(ره) بر تمرکز همه امکانات و نیروهای داخلی بر دفاع همه جانبه، تداوم بحران آفرینی سیاسی منافقین در داخل کشور در نخستین ماه های آغاز تجاوز به میهن اسلامی، سرانجام به درگیری مسلحانه آنان با نیروهای انقلاب در خرداد 1360 منجر شد. امام خمینی (ره)، بنی صدر را از فرماندهی کل قوا خلع کردند و مجلس هم رای به عدم کفایت سیاسی وی داد. سرانجام وی به اتفاق رجوی با خلبان پیشین شاه به فرانسه متواری شد و در پی آن نیز سازمان منافقین موجی از ترور و انفجار به امید براندازی نظام جمهوری اسلامی را در سراسر کشور به راه انداخت. بنی صدر و رجوی در پاریس به همراهی تعدادی از گروه های ضد انقلاب گروهی به نام شورای مقاومت ملی را تشکیل دادند. رجوی وعده سرنگونی سریع جمهوری اسلامی را طی دو ماه به رهبران سازمان های هم پیمان داد، اما گذشت زمان، باور متحدان رجوی را نسبت به سخنان وی سست تر کرد. رجوی در سال دوم عمر شورای خود ساخته در مقابل تعیین دوره سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ داد: به مرور برای همگان ثابت شد که این حلقه مفقوده، رژیم بعث عراق بود و رجوی قصد داشت سازمان خود را با آن پیوند دهد.  رجوی از همان نخستین سال سکونت در فرانسه کوشید تا از طریق پیام ها و مصاحبه هایش به دولتمردان عراق بفهماند که او می تواند با زیاده خواهی های عراق همراهی کند و حتی تا جایی پیش رفت که اروندرود را متعلق به عراق معرفی کرد و به جای اروندرود را هماهنگ با عراق به کار برد. وی علاوه بر ارسال پیام های محبت آمیز برای رژیم عراق، کوشید متحدان خود را آماده پذیرش ارتباط و همکاری با عراق کند. پس از زمینه سازی های لازم، سرکرده منافقین و طارق عزیز در پاریس با یکدیگر ملاقات کردند. طی ملاقات مزبور، طارق عزیز ابراز کرد:

برچسب‌ها